خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
73
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
چهرهء كسى كه از چيزى ترسيده است . اين كيفيات را انفعالات مىنامند . بايد دانست كه جدايى ايندو قسم از همديگر ذاتى نيست بلكه بهوسيلهء امور عرضى است ، زيرا رسوخ و عدم رسوخ از عوارض ماهيت است نه از مقوّمات آن . 2 - كيفيات نفسانى كه به آنها حال و ملكه گفته مىشود . نام اين نوع از كيفيات نيز به دو لفظ است . مقصود از كيفيات نفسانى ، آن هيأت حالتى است كه براى اجسام داراى نفس به خاطر وجود نفس يا براى نفوس با مشاركت بدن پديد مىآيد ، مانند علم و اعتقاد ، گمان و ظن ، عدالت ، عفت ، شجاعت ، سخاوت و بهطور كلى تمام فضايل و رذايل و نيز عوارض نفسانى ديگر مانند ترس ، اندوه ، خجالت ، شرم ، حيا ، دوستى ، دشمنى ، خشم ، كينه ، سلامتى و مرض و جز آنها . از ميان كيفيات فوق هرچه زود زايل شود ، مانند گمان و اعتقادى كه هنوز در نفس راسخ نشده باشد ، خشم انسان صبور و سلامتى انسانى كه همواره مريض است ، غم و اندوه انسانى كه شوخطبع است و نيز خجالت و حيا ، حال ناميده شده است . هرچه به صورت بطئ و كند از بين رود ، مانند عموم فضايل و رذايل اخلاقى ، كينه و جز اينها ملكه است . ملكه هيأتى نفسانى است كه بدون تأمل و تفكر باعث صدور فعل يا انفعالى مىشود . تفاوت ميان ملكه و حال نيز تفاوتى عرضى است نه ذاتى . حال هيأتى است كه هنوز راسخ نشده باشد و هنگامى كه راسخ شده ، ملكه خواهد بود . بنابراين نسبت حال و ملكه مانند نسبت طفل با مرد است . 3 - كيفيات استعدادى كه اين كيفيات عبارتند از استعدادهاى افعال و انفعالات . نام ديگر اين كيفيات قوت و لا قوت است . توضيح اينكه هرگاه قوهء حصول چيزى در موضوعى وجود داشته باشد ، اما هيچكدام از حصول و عدم حصول تحقق نداشته باشد ، سپس استعداد و آمادگى يك طرف ( حصول يا عدم آن ) پديد آيد و اين استعداد باعث رجحان آنطرف بر طرف مقابل شود ، اين استعداد هيأت و حالتى در موضوع است و از آن هيأت به كيف استعدادى تعبير مىكنند . كيفيت استعدادى بر دو گونه است : الف - قوت : عبارت است از استعدادى كه باعث ترجيح جانب صدور فعل در موضوع باشد ، مانند هيأت و حالتى كه انسان كشتىگير دارد و آن هيأت باعث مىشود كه